تبليغاتX
ندای مردم خاموش - سفرنامه ديار كارون(2)

ندای مردم خاموش

در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند

طوفان خاك در اهواز

خوزستان با بحران خشك سالي روبرو است اين جمله شخصي كه در سازمان آب استان خوزستان كار مي كند. با خود فكر مي كنم خوزستان يكي از پهناور ترين رود هاي ايران را در دل خود دارد چرا بي آب است. در همين فكر ها هستم كه باد هاي شديدي شروع به وزيدن مي كند مي گويم شايد از اين همه بدبختي بادها هستند كه به خروش آمده اند اما  به من مي گويند اين باد ها  هميشه مي آيند با خود مي گويم خوب هميشه از اين همه ظلم به خروش مي آيند اما  باز ادامه مي دهند كه اين باد ها همراه با خاك است به حدي شديد مي شوند كه تا 100 متري خودرا هم نمي توان ديد و  در شهرهاي ديگر به خاطر برف مدارس تعطيل مي شوند اما در خوزستان به خاطر خاك و از كشته شدن افرادي زيادي به وسيله اين خاك مي گويد از كودكي 3 ماهي كه بر اثر رفتن خاك در ريه هايش مرده است يا پير زني كه بر اثر اين طوفان به زمين خورده و ضربه ي مغزي شده است...... نمي دانم گفتن از درد اين مردم تشويش اذهان عمومي است يا مردم خوزستان از اين وضعيت خرسند هستند.... يك چيز در خوزستان هست كه سختي هاي اين مردم را التيام مي بخشد و آن خونگرمي و معرفت مردم خوزستان است مرامي كه انتها ندارد وخون گرمي كه از گرماي سوزانش به ارث برده اند....

در جايي از حقوق برابر مي گفتم از برابري شهادت زن و مرد از اين كه چرا حق طلاق انحصارن در اختيار مرد است.... زن ميان سالي را ديدم كه مي گفت  تا حالا 8 بار به دادگاه رفته ام از دست شوهر كه گاه بي گاه كتكم مي زند شكايت كردم و خواستار حقم شد قاضي گفت برو خدا را شكر كن كه طلاقت نمي دهد..... . داستان درد در خوزستان زياد است از قتل هاي ناموسي كه قانون از آن حمايت مي كند سخن تا كنون بسيار سخن رانده شده است.... آيا وظيفه ي من نيست كه به اين نابرابري واقفم و مي دانم اثرات زيان باري بر جامعه ي ما مي گذارد اعتراض كنم آيا اعتراض من مرد م را هيجان زده مي كند آيا زني كه در روستا هاي اهواز با 3 هووي خود زندگي مي كند خوشحال نمي شود كه شوهرش اجازه ي ازدواج مجدد نداشته باشد

يا آن مرد پياز فروش كه بردارش ناجوانمردانه اعدام شد از اينكه من فرياد كنم اين چه وضع اقتصادي نابساماني است دلگير مي شود و هزاران پرسش ديگر از كساني كه فكر مي كنند اين ندا نداي من و امثال من است و مردم توجهي به آن ندارد..  اين ندا، نداي مردم خاموشي است كه توان فرياد از آن گرفته شده است اما من توان فرياد دارم ....

آبادان و خرمشهر دو شهري ايراني بودن و وطن در آن خلاصه مي شود جايي كه هزاران هزاران شهيد در خود جاي داده است اما هنوز بوي جنگ مي دهد هنوز ساختمان هاي  كه سوراخ ها  انفجار در آن است فروانند باز.... با خود فكر مي كنم پول اين نفت كجا مي رود ... آب آبادان غير قابل شرب است بو مي دهد تلخ است اما نمي دانم مردمش چگونه آب مي خورند.... شخصي تعريف مي كرد  روزي وضعيت آب به اندازه ايي بد شده بود كه مردم به در فرمانداري رفتند و فرماندار مجبوركردند كه از آب بخورد كه وي طاقت نياورد.... اين هم اعتراض از مردم كه بعضي ها طبقه پايين جامعه مي داند شايد من اعتراض ها را نديده ايم

شهر مسجد سليمان شهري كه اولين چاه نفت ايران در آن به بهر برداري رسيده و تا كنون هزاران هزار چاه نفت  از آن استخراج شده است اما در محروميت  شديد است كه از اولين امكانات رفاهي بي بهره است شهري كه در همه جاي آن گاز به بيرون مي زند و مردم با آلودگي رو برو هستند بسياري از مردم اين شهر ناراحتي ريوي دارند اما نماينده اين شهر در مجلس شوراي اسلامي از حق تيم استقلال تهران دفاع مي كند نه از مردمي كه به او راي داده اند شايد وي تا كنون از تهران به حوزه ي انتخابي خود سفر نكرده است. هر چشمي  هر چقدر هم بينايي اش كم سو باشد مي بيند كه بر اثر اين مردم مي آيد باز هم در مجلس هشتم نماينده اين شهر مي شود كه جاي بسي تعجب دارد مردمي كه چشم ديدن وي را ندارند... درد اين مردم تمامي ندارد و اعتراضشان هم صبح تا شب انجام مي دهند شايد ما نمي شنويم. اعتراض خانواده اي كه به تمام سران نظام از رهبري گرفته تا نماينده نامردمي شهر خود چندين بار نامه نوشته است چون زمين كشاورزي اش به دليل فوران گاز از بين رفته است و كسي به دادش نرسيد  ديدم اين مردم اين گونه اعتراض مي كند اما گوش شنوا در ميان مسئولين كشور نيست شايد گوشي در كار نيست

به شمال استان خوزستان كه مي رويد به شهري باستاني به نام ايذه مي رسيم شهري كه بدون هيچ بزرگ نمايي از لحاظ آثار باستاني با شهرهاي قديمي جهان مانند رم و آتن برابري مي كند و طبيعت دل انگيزش دل هر رهگذري را مي ربايد اما چه كرديم براي رونق اقتصاد اين شهر از نظر تروريست سد پشت سد  يكي يكي آثار باستاني به زير آب رفت يكي يكي جاذبه هايش  از بين رفت. مردم ايذه در مجلس ششم نماينده ايي را انتخاب كردند كه 4 سال تمام از حقشان دفاع كرد  4 سال تمام از محروميت هاي آنان گفت اما در انتخابات مجلس هفتم با تقلب بسيار زياد نماينده ايي بي اثر را جاي ايشان وارد مجلس كردند.. مردم ايذه هم به شدت اعتراض كردند به گونه اي 10 ها نفر كشته و 100 ها نفر زخمي شدند و تا مدت نيروهاي نظامي كه از استان هاي همجوار وارد ايذه شده بودند شهر به حالت نظامي در آوردند  و باز هم اعتراض مردم  شايد كساني كه منكر اعتراض هستند گوشان براي اين اخبار بسته است......

                                                                                                           

                                                                                                              ادامه دارد.........

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت   توسط محمد   |