تبليغاتX
ندای مردم خاموش - بهار مي آيد.......

ندای مردم خاموش

در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند

صدای جیک جیک گنجشگ ها در شهر طنین انداز می شود. درختان لخت رخت سبز به تن می کنند. برف ها زمستانی کم کم آب می شوند صدای دل انگیز جوی ها را به گوش می رسانند. بهار می آید با خودش شور و هیجان را می آورد. نوروز باستانی نماد زندگی و نو شدن فرا می رسد. گردهمایی کنار بستگان را در نوروز با هیچ مراسمی نمیتوان مقایسه کرد. ملّی گرایی، به هویت گرایی ایرانی در نوروز به اوج خود می رسد نوروز نماد است نماد ایرانی بودن.....

هنگامی که نسیم های بهاری هزاران بوسه بر بر صورت ما می زنند و یا هنگامی که زیر آفتاب دل انگیز بهاری غرق می شویم به یاد داشته باشیم بسیار زنان و مردانی بودند که برای آزادی ما کشته شده اند.. و بسیار زنان و مردانی هستند که زندان ها اکنون امید به دیدن آفتاب بهاری دارند. از روناک صفارزاده و هانا عبدی دختران جوانی که مدت 6 ماه است بی گناه فقط برای اینکه خواهان تغییر برای برابری هستند در سنندج در زندان هست یاد آوریم از ابراهیم لطف اللهی جوان دیگر که زیر شکنجه جان باخت از هزاران هزار فرزند این سرزمین که برای تغییر وضع موجود هزاران هزار بلا برسر آن ها آمده. را یاد کنیم و فریاد مان را به دست نسیم بهاری بسپاریم و بگوییم این حق ما نیست و از آفتاب دل انگیزش توان بگیریم برای تغییر برای برابر شدن.....

بر سر سفره ی هفت سین نشسته ایم هنگامی که چند لحظه به سال تحویل مانده است. هنگامی نفسمان در سینه مان حبس شده هنگامی که دست های ما رو به آسمان است هنگامی که از خداوند همه چیز می خواهیم. ایرانمان را فراموش نکنیم و همه با هم زمزمه کنیم:

من دیگه منتظر هیچ کسی نیستم تا بیاد

دل من از آسمون معجزه حتی نمی خواد

چشم به راه چه کسی نشستی پشت پنجره

دست بی منت تو پر از بهار منتظره

و باز هم امید و باز هم امید که در سال جدید بتوانیم به بخشی از رویاهایمان برسیم امید به اینکه محدودیت گفتارمان بر داشته شود امید به ایرانی آباد قدرتمند امید به سرزمینی پر از آزادی و از همه مهمتر امید به تغییر برای برابری

پاشو پاشو پاشو گلدون بیاروقتش سنبل بکاریم

اگر نوروزم نیاد با یه غزل عید میاریم

نگو فروردین ما چند سالی مونده تا بیاد

عید عاشق هرشب تقویم و ساعت نمی خواد

بی بهارم میشه گاهی خواب نرگس بینیم

وقت و بی وقت تو خونه سفره هفت سین بچینیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت   توسط محمد   |