تبليغاتX
ندای مردم خاموش

ندای مردم خاموش

در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند

در حالی که کشورهايی با سابقه‌ي تاريخي اندك درتلاشند تا از هيچ، براي مردمانشان هويتي قابل افتخار بسازند، روزها و سال‌هاست كه شاهد بر باد رفتن جلوه‌هاي هويت تاريخي و باستاني‌مان هستيم؛ همان هويت و ميراثي كه افتخار تاريخ است. چه امانت داران بدی هستیم که می گذاریم فیلم 300 ما را تحقیر کند. آنچه اين فيلم را نگران کننده می سازد وفور اشتباهات تاريخی در آن نيست؛ اين هم نگرانی آور نيست که خشايار، نوه ی کوروش بزرگ و عاشق همسر خويش، استر، به صورت مردی با حرکات زنانه نشان داده شده است؛ حتی اين هم مهم نيست که فيلم از کليشه ی نژادپرستانه ای استفاده می کند که در آن نقش ايرانیها را افريقايي ها بازی می کنند و اسپارتی ها سپيد و چشم آبی و شبيه مردان رقصنده    نکته ی نگران کننده در اين فيلم واقف شدن به قدرت هولناک هاليوود در تغيير دادن هويت مردمان است، و فرزندان ايران کی به پا خواهند خواست تا با استفاده از همين سلاحی که هاليوود سال هاست برای تحقير ميراث پدران آن ها استفاده می کند به مبارزه بپردازد؟

به عقیده ی دکتر شاهرخ رزمجو باستان شناس و متخصص دوره هخامنشی: دوره هخامنشی یکی از مهمترین و درخشان ترین دورهای تاریخی ایران و جهان بود و بیشترین بخش هویت ایران در این دوره شکل گرفته و به راحتی نمی توان آن را کوبید به همین دلیل است که هرکس می خواهد به ایران حمله کند حمله خود را از این دوره آغاز می کند

ٱری چه امانت داران بدی هستیم می گذاریم هیولای سیوند هویتی هزاران ساله را محو کند و چه ساده می گذریم از غرق شدن و دست و پا زدن میراث بیان گذار حقوق بشر در جهان، همان پاسارگاد همان آرامگاه کوروش بزرگ و ما چه ساده آن را به دست آب می سپاریم و آبروی آب را بدین سان می ریزیم.

کار تولید سد هراس انگیز سیوند از 12 سال پیش آغاز شد و در فروردین سال 1386 به مرحله اکران رسید تا چند ماه پس از همتای خارجی خود فلیم 300 کار خود را آغاز کند و تنگه بلاغی(در 90 کیلومتری شمال شیراز و در فاصله اندکی از آرامگاه کوروش) را با همه ی آثار پربارش از 5/9 کیلومتر جاده شاهی(مهمترین جاده ارتباطی عصر باستان) گرفته تا ابزارهای سنگی 40 هزار ساله و کوره های ذوب فلز دوره هخامنشی و کار گاه های منحصر به فرد تولید نوشیدنی دوره ساسانی و هزاران آثار دیگر تمدنمان را به زیر آب می برد.

کودکان فردا خواهند پرسید مردمان این دوران را چه شد که چنین بی پروا آن چه را داشتند به آب دادند؟ آن ها در لا به لای تاریخ صدای آن مردمی را هم خواهند شنید که فریاد زدنند آب به گور نیاکانم نبندید و خواهند پرسید چرا کسی به معترضین پاسخ نداد!؟؟

اعتراض به آب گیری سد سیوند از تابستان سال 1383 آغاز شد. فریادها برآمد که به دلیل سستی  و آب رفتی بودن خاک منطقه  پس از بالا آمدن آب های زیر زمینی بر اثر آب گیری سد سیوند یادگارهای باستانی دشت پاسارگاد رو به ویرانی خواهند گذاشت. آرامگاه کوروش بزرگ که از سنگ آهکی تشکیل شده است و بر اثر رطوبت حاصل از دریاچه سد با آسیب جدی و تخریب مواجه خواهد شد. زیست بوم منطقه تغییر خواهد کرد 8000 اصله درخت 500 ساله به زیر آب خواهد رفت. غلظت دریاچه بختگان به واسطه این آبگیری این سد با لا می رود و کشاورزی اطراف آن رو به زوال می گذارد.

 تا کنون بیش70 گروه های مردم نهاد غیر دولتی خواستار توقف آبگیری سد سیوند هستند. مخالفان تا کنون بارها مقابل وزارت نیرو مجلس و میراث فرهنگی  جمع شدند واعتراض و خود را اعلام داشتند که با سکوت مسئولین همراه بود یا با انکار این آسیب ها. هنوز هم اعتراض ها به آب گیری   سد هول انگیز سیوند ادامه دارد و دکتر محمد علی دادخواه وکلات  معترضین را بر عهده گرفت بر اساس قانون اساسی  از مسئولین میراث فرهنگی و وزارت نیرو به دلیل  آب گیری سد سیوند شکایت کرده است و معترضان امید دارند که مانند پرونده های موفق دادخواه در زمینه برج جهان نما و عبور مترو از 4 باغ اصفهان به موفقیت دست یابد

سد سیوند نه تنها از همتای خارجی خود در نابودی فرهنگ و هویت ایرانی چیزی کم ندارد بلکه در مواردی هم از این فلیم پیشی می گیرد که از این سد سیوند با عنوان فیلم 300 دو یاد می شود. از بیگانه انتظار بیشتری جز فیلم 300 نیست که هویت ما را ویران کند. افسوس که سد سیوند نسخه ی وطنی آن را بدل شده است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد   | 

فراموش نکنیم که هنوز سد سیوند آب گیری نشده اگر چه به طور اسمی آن را افتتاح  کرده اند ولی با آب گیری واقعی هنوز فاصله بسیار می باشد از این رو ما می توانیم با قوی تر کردن شکایت دکتر دادخواه سدی در مقابل سد سیوند باشیم. تا کنون نزدیک به ۲۰۰۰ نفر برای شکایت به دکتر دادخواه وکالت داده اند. به امید توقف کامل آب گیری سد سیوند.....

در زیر وکالت نامه به آقای دادخواه را مشاهده می کنید با امضا این وکالت نامه به جمع شکایت کنندگان به آبگیری سد سیوند  بپیوندیم شاید بتوانیم کاری کنیم

نگهبانان پاسارگاد 

برای رساند این وکالت نامه به دست دکتر دادخواه این وکالت نامه پر شده را به آدرس: تهران- خیابان ولیعصر- بالاتر از شهید بهشتی - کوچه نادر- ساختمان راد- موسسه ی حقوقی راد بفرستید                        یابه دست من برسانید.

همچنین با مراجعه به دادگاه شعبه ۷۶ (پارک شهر خیابان خیام) خواستار رسیدکی هر چه سریعتر به پرونده شماره ۷ سال ۸۶ که شکایت علیه آبگیری سد سیوند است باشیم

               وکالت به آقای داخواه در ارتباط با آب گیری سد سیوند:

اینجانب                  امضا کننده این متن از آنجا که اعتقاد دارم ایجاد سد سیوند در استان فارس ایران به  آثار تاریخی پر ارزش دشت پاسارگاد که هم اکنون میراث فرهنگی کل بشریت محسوب می شوند لطمه وارد می کند از آنجا که آقای دکتر محمد علی دادخواه وکیل دادگستری ایران از جانب  موکلان خود  علیه مسئولان وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران به مقامان قضایی محلی و بین المللی اقامه دعوا کنند. بدین وسیله به ایشان وکالت می دهم تا این شکایت از سوی اینجانب نیز مطرح کرده و پرونده را تا وصول به تصمیم نهایی برای خودداری دایمی از آبگیری سد سیوند تعقیب نمایند 

آدرس:

 

 

  امضا:      

 

فرم وکلات در تار نمای علیه آبگیری سد سیوند هم می توانید ببنید

اگر باز هم از این راه موفق به دریافت فرم نشدید با من تماس بگیرید

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد   | 

www.sarzaminjavid.com

چکامه ایی از امیر پریزاد:

شقايق هاي سپيد

 

و چه بر بلنداي كاخ آرزوهايم شقايق سپيد ، بلند روئيده بود

مي شنويد و مي گفت و مي پوئيد

ستاره هاي آبي اوج را از آسمان بزير مي كشيد و بر فقر زمين مي كوبيد

بر سر غمنامه و زجر و شكنج


فرياد بر مي كشيد اي خاك زمين

برخيز و بركش و برتاب از ته چاه نوميدي

فرياد را براي رهائي

و سكوت همچنان حكم مي راند بر پوياي زمان

و شقايق نگاهش از آسمان ، بر زمين بود

قطره ي اشك آبي شقايق ، بر گونه ي جامه ي سپيدش مي غلطيد

و بر خاك افتاد

خاك از پي اشك شقايق قطره شد و به رگ زمين جاري گشت و رود شد

و رفت و راه رفت و پيمود

تا برود به سر منزل  ها

برگرفته از سرزمین جاوید

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد   | 

در هر گوشه یی از ایران در هر خبری از ایران در هر سخنی از مردم بوی بد تحجر به مشام می رسد. سد سیوند  این اسکند زمانه با اندیشه مانند سنگ آب گیری می شود، هویت و تمدن من را به زیر آب می برد. هر ندای منطقی را نادیده می گیرد  و آن همه آثار غنی از نیاکامان من را سفال شکسته ایی بیش نمی داند. بوی تحجر می آید هم میهن،  بوی تحجر در تمام ایران پراکنده شده این بو را می توان دید! آری می توان دید در طرح برخورد با هویت من. تحجر آن قدر در میهن من  زیاد شده  که پوشش مادر و خواهران من خاری در چشم مثل سنگ شدگان است که این چنین از کوره در می روند. که نیروی انتظامی به جای حفظ امنیت جامعه با هزینه کلان به تجاوز به حریم خصوصی مردم می پردازد. مگر مردم ما چه کرده اند یک روز با دستگیر کردن معلمانشان آزارشان می دهید یک روز دیگر با آب گیری سد سیوند این اسکندر زمانه قلب شان را می شکنید. و روز دیگر با برخورد زشت با زنان به روح  آزرده شان چنگ می کشید. دریغا کسی این نداهای مردم خاموش را نمی شنود، دریغا باز هم باید شاهد این دردها باشیم ولی زیر لب می توان زمزمه کرد و امید داشت:

 

با این که دارن سیاه پوشا از توی شط کوچه ها جمع می کنن ستاره های پر پرو/ با این که دارن عزادارا از زیر آوار جنون در میارن کفترهای خاکسترو/ با این که بوی تفتیش و خون پیچده توی قصه ها/ با اینکه صدای انفجار مرثیه خونه همه جا/ با این که داس دلهره گردن این دقیقه ها رو میشمره/ با اینکه آینه از شب و گریه پره/ با اینکه تو ماه تاب و آب صدای کوچ است و شتاب/ با اینکه توی پستوی ذهن همه کس رد گریز و قفس/

هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد

هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر  کابوس نشد

میشه سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد

هنوزم میشه عاشق شده از ستاره مایوس نشد

ایرج جنتی عطایی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد   | 

کمتر از 2 هفته از تجمع دوست داران فرهنگ ایران زمین مقابل میراث فرهنگی نمی گذشت که دوست داران فرهنگ ایران بار دیگر بعد از اعلام رسمی آب گیری سد سیوند توسط معاون وزیر نیرو در روز پنجشنبه مقابل سازما ن میراث فرهنگی( که تا به حال پاسخی به مخالفان نداده) جمع  شدند  زمان شروع برنامه 10 صبح بود که به تدریج بر تعداد بر تعداد افراد حاضر مقابل میراث افزوده می شد. تا جمعیت به حدود 400 تا 500 نفر رسید ومراسم با سرود ای ایران آغاز شد. وتقریبا همه ی پلاکاردها   در تجمع های قبلی دیده شده بود و همه بر این تاکید  داشتند که آب گیری سد سیوند برابر با نابودی تاریخ و هویت ایرانی است و کاری که آب گیری سد سیوند با آب گیری سد سیوند با تاریخ و هویت ما می کند. فلیم 300 با آن نکرد. و پلاکاردی دیگر که سد سیوند را اسکندر زمانه می دانست و پارچه نوشته های :

(( سد سیوند را آب گیری نکنید)) و خطاب به به رهبری (( مقام معظم رهبری: دستور توقف آب گیری سد سیوند  و سلمان را در سال اتحاد ملی دهید)). عده ایی از تجمع کنندگان( که از  کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد بودند) شروع به خواندن سرود یار دبستانی من همراه با دست زدن کردن!!! و پس از آن شروع به دادن شعار مشایی مشایی استعفا استعفا(گویا مشایی چند روز پیش استعفا داده بود) و حمایت از پاسارگاد حق مسلم ماست و دوباره ای ایران و یار دبستانی را خواندند.  و در آخر با خواندن بیانیه پس از یک ساعت و پانزده دقیقه  پایان گرد همایی را اعلام کردند.

نکته قابل توجه  در این گرد همایی این بود که بر گزار کنندگان( کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد)  بسیار بی برنامه بودند و بیشتر از آنکه  به فکر نتیجه کار باشند( همان توقف کامل آب گیری سد سیوند) دنبال بازتاب رسانه ایی آن بودند. باید توجه داشت که سد در حال آب گیری وباید هر چه سریعتر به فکر چاره ای باشیم.

در حاشیه:

1.     گروهی از تجمع کنندگان پارچه نوشته ایی را همراه داشتند که نوشته شده بود دشمن تاریخ ایران تازیند تازیند که یکی از اعضای کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد به نحوی زننده ٱن را از دست آن افراد گرفت  و صحنه ایی زشت  را در این گرد همایی فرهنگی رقم زد. که این اقدام با عث دلخوری شدید شد و در گیری لفظی شدید بین این افراد رخ داد.

2.     حضور رسانه ایی در این مراسم چشمگیر بود.

3.     بعد از آنکه بیانیه های مخالفت با آب گیری سد سیوند در ماشین های رهگذر پخش می شد نیروی انتظامی اقدام به بستن خیابان مقابل میراث فرهنگی کرد که ماشین ها مقابل گردهمایی نیایند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد   |