تبليغاتX
ندای مردم خاموش

ندای مردم خاموش

در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند

بهار می آید.......

 

سال ۱۳۸۶ سال کوروش بزرگ مبارک

 

صدای جیک جیک گنجشگ ها در شهر طنین انداز می شود. درختان لخت رخت سبز به تن می کنند. برف ها زمستانی کم کم آب می شوند صدای دل انگیز جوی ها را به گوش می رسانند. بهار می آید با خودش شور و هیجان را می آورد. نوروز باستانی نماد زندگی و نو شدن فرا می رسد. گردهمایی کنار بستگان را در نوروز با هیچ مراسمی نمیتوان مقایسه کرد. ملّی گرایی، به هویت گرایی ایرانی در نوروز به اوج خود می رسد نوروز نماد است نماد ایرانی بودن.....

 

بر سر سفره ی هفت سین نشسته ایم هنگامی که چند لحظه به سال تحویل مانده است. هنگامی نفسمان در سینه مان حبس شده هنگامی که دست های ما رو به آسمان است هنگامی که از خداوند همه چیز می خواهیم. ایرانمان را فراموش نکنیم عزیزانی که زیر چرخ شکنجه اند به یاد بیاوریم و همه باهم بخوانیم:

 

من دیگه منتظر هیچ کسی نیستم تا بیاد

دل من از آسمون معجزه حتی نمی خواد

چشم به راه چه کسی نشستی پشت پنجره

دست بی منت تو پر از بهار منتظره

 

و باز هم امید و باز هم امید که در سال جدید بتوانیم به بخشی از رویاهایمان برسیم امید به اینکه محدودیت گفتارمان بر داشته شود امید به ایرانی آباد قدرتمند امید به سرزمینی پر از آزادی

 

پاشو پاشو پاشو گلدون بیاروقتش سنبل بکاریم

اگر نوروزم نیاد با یه غزل عید میاریم

نگو فروردین ما چند سالی مونده تا بیاد

عید عاشق هرشب تقویم و ساعت نمی خواد

بی بهارم میشه گاهی  خواب نرگس بینیم

وقت و بی وقت تو خونه سفره هفت سین بچینیم

 

نوروز شاد باد

امسال سال کوروش بزرگ  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت   توسط محمد   | 

خبرها پشت سر هم می آیند همه منتظر عبور آخرین  خبر هستیم آخرین خبر چیست و کی می آید!؟ خبر از آب گیری سد سیوند می دهند دادها به آسمان می رود که فرهنگ و تمدن ما را زیر آب نبرید تجمع می کنیم امضا جمع می کنیم اما سرانجام چه شده است. منتظر می مانیم آخرین خبر را بشنویم که سد آب گیری شده است. خبر می آید از زندان اوین احمد باطبی در آستانه مرگ است اعتصاب کرده است بیانیه ها منتشر  می شود، مرثیه ها برای احمد باطبی سروده می شود امیدواریم آخرین خبر از اعتصاب یک زندانی سیاسی باشد  اما قاصدک  خوب باز خبر بد برای ما می آورد: 35  فعال جنبش زنان را بازداشت کردند. خدایا آخرین خبر پس کجاست؟؟؟ روز جهانی زن با حمله خشن نیرو انتظامی به خشونت کشیده می شود خواهران مادران ما را با بی رحمی کتک می زنند. این بازهم آخرین از به خشونت کشیدن تجمع ها نبود. معلمان رنج کشیده هم به همین وضع مورد مهرورزی قرار می گیرند.

دوستی می گفت که اگر تجمعات 10000نفری برگزار شود به طور پیوسته به خواسته هایمان می رسیم نمی دانم چرا معلمان به خواسته هایشان نمی رسند نمی دانم آخرین خبر کجاست شاید باید همیشه شاهد همچین خبرهایی باشیم و پا یانی را برای آن نبینیم. بهار در حال آمدن است همه چیز در حال نو شدن است، درخت ها، مردم، خیابان ها و زندانیان سیاسی بله زندانی سیاسی ما هم نو شدند در آستانه بهار  معلمان هم مهمان زندان اوین شدند. نمی دانم با این همه خبر بد چه کنم با این همه درد...

می گویند از امید بنویس از دردها کم بگو شاید راست بگویند آخرین خبر هم همین امید باشد. امید رسیدن به فردایی بهتر امید به فردایی که معلم ها نگویند ز مثل زندان اوین خ مثل خشنوت ب مثل باتوم به جای این ها بگویند   ز مثل زایندگی خ مثل خرمی  ب مثل برابری

پشت هم گزارش سقوط من/ پشت هم خطابه ی سایه ی مرگ/ خبر خود سوزی ترانه کش/ خبر توقیف یک صدای خوش/ خبر پریدن عطر گلها/ خبر دزدیدن یه شعر ناب/ پشت هم مراسم جایزه دار/ خبر قتل گلی وقت فرار/ پشت هم برنده ایی از نا کجا/ پشت هم دونده ایی بی دست پا/ خبر بوسیدن گریه ی یار/ خبر عروسی من با بهار/ بخش یک مسابقه بی قهرمان/ بخش چهچه تا سحر بی لقمه نان/ پشت هم مصاحبه با میر غضب/ پشت هم سوزن نخ بر لب شب/ بهترین خبر همین حضور توست/ خبر حادثه ی عبور تو/ پخش یک گزارش از خنده تو/ بغض تو پرواز پر کنده ی تو/ پشت هم ضیافت موج صدف/ پیش تو ستاره ها آخر صف/ پشت هم نمایش دیدار ما/ من و تو بارون پشت شیشه ها/

تو فقط مبارک خوش خبری/ از همه گل خونه ها تازه تری/ تو فقط حادثه ایی خجسته ایی/  که غریبانه به گل نشسته ایی/

                                                                                                                        شهریار قنبری

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت   توسط محمد   | 

 کاریکاتور از نیک آهنگ کوثر

طنزی طلخ......

اتهامات زنان دستگیر شدگان به شرح زیر است:

اول: مرد نیستند. دوم: علاوه بر اینکه مرد نیستند، زن هم هستند. سوم: علاوه بر اینکه مرد نیستند، حرف هم می زنند. چهارم: علاوه بر اینکه مرد نیستند و حرف هم می زنند، مخالفت هم می کنند. پنجم: علاوه بر اینکه مرد نیستند و حرف هم می زنند و مخالفت هم می کنند، با همدیگر هم دشمن نیستند.
 ششم: این افراد اقدام به برگزاری تظاهرات کرده اند و یک حادثه مهم این است که تقریبا همه آنها می دانند چه می خواهند. هفتم: این افراد بدون آن که مسوول کشور باشند، می خواهند قوانین کشور را که تقریبا همه مسوولان سابق و فعلی و بعدی کشور آن را زیر پا می گذارند، تغییر دهند. هشتم: این زنان با وجود اینکه زن هستند، به جای اینکه برای خرید و یا رفتن به آرایشگاه به خیابان بیایند برای یک چیز دیگر به خیابان آمده اند. نهم: این زنان با وجود اینکه با وجود اینکه انرژی هسته ای حق مسلم آنهاست،  اما برای گرفتن حق دیگری به خیابان آمده اند.

این بار هم شاهد بودیم باز کسانی که بانک عدالت سر دادند با متحجرانی روبرو شدند که مهرورزی این گونه تعریف میکند که بگیرند و ببرند دریغا از لحظه تفکر که با اندیشه ما چه میکنید که هر روز از شما بیشتر فاصله می گیرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت   توسط محمد   | 

در این هنگام بود که آرش جهان شاهی به سوی تریبون رفت که با تشویق شدید جمعیت قرار گرفت او سخنان خود را این گونه آغاز کرد:

من اولین بارم که در یک مکان علمی سخنرانی میکنم چون دانشجو نبودم تازه امسال که 26 سالم شد دیپلم گرفتم. در ادامه او به تشریح چگونگی آغاز سفر خود به سوی پاسارگاد پرداخت. آرش جهان شاهی گفت: من هم مانند جوانان بسیاری دیگر در اینترنت دنبال تفریح بودم و وبلاگی هم داشتم که با موضوع آب گیری سد سیوند روبرو شدم ابتدا به بدون هیچ قضاوتی به مطالعه نظرات 2 طرف پرداختم و با عقل ناقص خودم به این نتیجه رسیدم که این امر نباید بشه، کوروش کبیر نمی دونم بلکه او را بزرگ می دانم در این هنگام از سوی جمعیت به شدت تشویق شد. او از کار خود در شرکتی که با پروژه های آب در ارتباط بود گفت که یکی از مشتری های آن ها شرکت آب و فاضلاب فارس  بود او این موضوع را با مدیر عامل این شرکت در میان گذاشت که با تمسخر با او رفتار شد که از شرکت استفعا داد. او ادامه داد به دلیل این که پول زیادی برای این سفر نداشته این را غیر ممکن می دانسته ولی بر روی موبایلش وامی میگیرد وسفر خود را آغاز می کند  که انتظار همچین بازتابی هم نداشت. او دلیل پایان سفر خود این گونه بیان کرد: در بین راه با من تماس هایی گرفته شد که من بی تجربه از روی بی تجربه حرف هایی زدم که حرکت  بعد سیاسی به خود گرفت من هم چون قضیه ملی بود بر گشتم که سخنان او هم در این هنگام پایان یافت و باز هم بشدت از سوی حاضران مورد تشویق قرار گرفت.

در حاشیه:

1.چند تن از افراد حاضر در سالن همایش پلاکارد هایی در دست داشت در نکوهش آبگیری سد و ستایش آزادی

2.نکته جالب این همایش این بود که همه با هم موافق و مخالف آب گیری بودند.

3. در این همایش 3 فلیم از پاسارگاد نمایش داده شد.

گزیده‌ای از سخنرانی و پرسش و پاسخ‌ها در گردهمایی دوستداران یادمان‌های باستانی

در اخر از همه خوانندگان پوزش می خواهم که نتونستم گزارش را به دلیل کمبود وقت و مشکل شخصی در ابتدا  کامل بگذارم برای دیدن گزارش کامل به ادامه مطلب بروید.

گزارش تصویری در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت   توسط محمد   | 

سه شنبه 8 اسفند این همایش در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. در ابتدای این همایش فیلمی از پاسارگاد نمایش داده شد که به معرفی پاسارگاد  و بناهای اطراف مبره کوروش می پرداخت که عظمت آن را به رخ بینده می کشاند از نکات قابل توجه این فیلم اشاره به این موضوع بود آرامگاه کوروش بزرگ میان باغی زیبا قرار داشت که بعد از حمله اسکندر آنجا نابود شده است. بعد از نمایش این فیلم آقای افشاری مدیر پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی شروع به سخنرانی کرد. او سخنان خود را این گونه آغاز کرد: سال گذ شته اوایل تابستان طی اس ام اس هایی نگرانی های در مورد به زیر آب رفتن پاسارگاد مطرح شد. ما برای نتیجه گیری و جلو گیری از احساسی رفتار کردن با ا کارشناسان امر ارتباط برقرار کردیم به طور مستند در مورد خطرات آب گیری سد سیوند کار خود را آغاز کردیم. وی ادامه داد به همه ی مقام های  مسئول از رییس جمهور گرفته  تا کمیسیون اصل 90 نامه نوشتیم ولی پاسخی دریافت نکردیم نمی دانم چه موقع می خواهند پاسخ دهند شاید بعد از آب گیری سد سیوند!! او گفت تا از این خطرات برای یادمان های باستانی صحبت می کنیم همه می گویند شما مخالف پیشرفت و توسعه کشور هستید. مگر در 2500 سال پیش که کشور از پیشرفته تمدن ها بود این همه سد زده بودند؟ آمریکا پیشرفته ترین کشور دنیا در 50سال اخیر تعداد بسیار زیادی سد را به خاطر برهم زدن زیست بوم آن مناطق از بین برده است. وی همچنین به مقاله دکتر محمد علی ندوشن در 50 سال قبل نوشته بود اشاره کرد و گفت قسمت های از آن مقاله با عنوان کشور ما تنها کشور نفت نیست برای حاضرین در سالن همایش خواند. پیشنهاد جالبی را آقای افشاری دادند که به جایی آب گیری سد و کمک این آب گیری به کشاورزان ارسنجان می توانیم از لوله های بزرگ که برای انتقال آب و نفت استفاده می شود برای انتقال آب استفاده کنیم.بعد از آقاب افشاری مجری برنامه بخش های از وصیت نامه کوروش بزرگ خواند. سخنران بعدی کارگردان فیلم پاسارگاد سخن گفت: پاسارگاد و موضوع سد سیوند را از نظر توریستی که هیچ مورد در این زمینه نمی داند به تصویر کشیدم. این فلیم به طور خاص آب گیری سد سیوند نمی پردازد بلکه بیشتر به بی توجهی به آثار باستانی می پردازد. بعد از سخنان او قرار بود فلیم او پخش شود که به دلیل  نقص فنی پخش نشد. سومین سخنران دکتر مرادی غیاث آبادی بود که به ایراد سخن پرداخت.همیشه  ملت ایران مانند آتش زیر خاکستر بوده هنگامی که هویت و فرهنگش مورد هجوم واقع شد شعله ور می شود.آثارباستانی ففط با کلنگ و سد سازی نمی دانست دروغ پردازی در این مورد هم نوعی تخریب یادمان های باستانی می دانست که به تعدی از آن ها اشاره کرد که به شدت از وصیت نامه ایی که مجری برنامه از کوروش نقل کرده انتقاد کرد و گفت: اگر این دوروغ ها بگویم دیگر کسی حرف های ما در این باره باور نمی کند وی همچنین گفت وزارت نیرو گفته که به تنگه ی بلاغی بیاید و آن را بینید آن جا آثار باستانی  نیست آن ها می خواهند ما را گول بزند یا خودشان نمی داند که همه ی ترانشه ها را به خاطر آبگیری سد سیوند با خا ک پر کرده اند.می گویند انتهای دریاچه سد سیوند تا پاسارگاد 9 کیلومتر باشدصورتی که بنده از پاسارگاد تا خود سد سیوند را کیلومتر انداختم که 8 کلیومتر بود چطور ممکن است اخرین حد دریاچه سد تا پاسارگاد 9 کیلومتر باشد. بعد سخنان او مجری برنامه  بخاطر جعلی بودن وصیت نامه کوروش از حاضرین عدز خواهی کرد. فلیم پاسارگاد به کارگردانی مسیح شریف به نمایش در آمد فیلمی ناراحت کننده بود که همه ایرانی ها از این همه بی توجهی نسبت به پاسارگاد به گریه وا می داشت. بعد از فلیم مجری جدیدی که در غیاب مجری اولیه کار اجرا به عهده گرفته بود از دکتر غیاث آبادی و آقای افشار برای جلسه پرسش پاسخ دوباره فراخواند. دکتر غیاث آبادی در ابتدا از آرش جهان شاهی شخصی که به عنوان نمادین در اعتراض به آبگیری سد سیوند سوی پاسارگاد راه افتاده بود پوزش خواست از اینکه جز در اینترنت ما از تو در جای دیگر حمایت نکردیم. که در این لحظه به شدت از سوی جمعیت تشویق شد. مجری برنامه اکثر سوال ها را تکراری خواند و مضموم همه ی آن ها این دانست که چگونه می توانیم جلوی آبگیری را بگیریم که دکتر غیاث آبادی با شناخت درست از این آثار باستانی می توانیم جلوی این کار بگیریم. اقای افشاری در پاسخ به سوالی در که پیوند این مسئله با سیاسیت گفت که اصلا ما این حرکت را سیاسی نیست و کاملا فرهنگی است. نگارننده این سطرها  در این هنگام از سخنران درخواست کرد که پرسش او جواب دهند یا به عبارتی به در دل او گوش کنند.من ابتدا خطاب به دکتر غیاث آبادی گفتم: من یک جوان19 ساله  سرمایه هستم هنگامی که خبر رفتن آرش جهان شاهی را به پاسارگاد شنیدم اشک در چشمانم جمع شد امکان فنی نه مالی داشتم تا به آرش جهان شاهی بپیوندم جز اینترنت چه کار میتوانستم بکنم. سخن دوم من هم از آقای افشاری بود شما برای چه می گویید که این کار ربطی به سیاست ندارد هنگامی که ما 3 ساعت زیر باران در جلوی مجلس جمع شدیدیم دیدم که نیروی انتظامی چگونه با ما رفتار کرد مثل این که ما تروریست بودیم اقای افشاری ما دولت طرف هستیم که خواستار آبگیری است این کار 100 درصد سیاسی است که این صبحبت هایم با تشویق دوستان حاضر همراه بود. دکتر غیاث آبادی در پاسخ به من گفت: این مخالفت شما با

اب گیری سد سیوند یکی از زیبا ترین مخالفت ها و آرام ترین ها بوده است

ادامه دارد........

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت   توسط محمد   |