تبليغاتX
ندای مردم خاموش

ندای مردم خاموش

در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند

آزادی بیان همه چیز می باشد پیشرو بودن یک ملت در جهان داشتن اقتدار ملّی و انسجام ملّی لازمه آن آزادی بیان می باشد. قانون مند بودن مردم یک کشور رابطه مستقیم با آزادی بیان دارد. محیطی زیستی سالم هوایی پاک جامعه ی سالم را آزادی بیان می سازد. امنیت و آسایش را آزادی بیان برای ما رقم خواهد زد. اقتصادی پویا با ثبات  فقط و فقط آزادی بیان به وجود می آورد. دولتی سازنده زیر سایه آزادی بیان می تواند سازندگی کند.یک جامعه فقط و فقط با ذرات جان نواز آزادی بیان در هوای آن می تواند نفس بکشد. به طور کلی آزادی بیان نه تنها از نان شب برای ما واجب تر است بلکه همین آزادی بیان است که نان شب برای ما ایجاد می کند. به گزاف سخن نگویم آزادی بیان همه چیز یک ملّت است.بزرگترین سرمایه یک ملت که تمام نشدنی است و بی ضررترین هم برای آن مردم می باشد آزادی بیان است. حال چرا اینگونه آزادی بیان را می ستایم و آن را عامل کامیابی می دانم؟ هنگامی آزادی بیان در جامعه ایی در جامعه ایی حکم فرما شود، جای برای نقد باز می شود می توان به راحتی در آن سرزمین نفس کشید و سخن خویش را بی واهمه از زندان و درد رنج گفت. می توان راهکار های گوناگون را برای اداره کشور گفت و مردم بهترین را انتخاب کنند نه عده ایی خاص و اندک نظر خویش(هر چند غلط) آن را بر اکثریت تحمیل کنند. با آزادی بیان است که نماینده ی مجلس  می تواند بدون ترس از زندان و خواسته مردم فریاد بکشد. نه مجلسی باشد که شورای نگهبان آن را انتخاب کنند نه مردم و نتیجه اش آن می شود این گونه به اصطلاح  نماینده در مجلس چرت می زنند و به فکر کشور های دیگر و ساختن آن ها باشند. دانشجو با پشتیبانی آزادی بیان است که می توانند نقش پیشرو خود در جامعه داشته باشند در نبود این امکان همانی می شود که امروز در کشور خویش می بنیم که دانشجو هر روز منتظر ستاره هایی باشد که از حاکمیتی می آید که تحمل هیچ گونه مخالفی را ندارند و اگر هم کسی مخالفت کند باید هزاران اتهام ناروا را تحمل کند. آری به دلیل نبود  آزادی بیان است که شاهد نوشتن  میلیون ها نامه به رئیس جمهور کشورمان باشیم( اگر بتوان گفت که رئیس جمهور ماست از سخنانش بیشتر به رئیس جمهور فلسطین شبیه است) اگر آزادی بیان بود نمایندگان آن مردم فریاد آن ها را به گوش می رسانند. آری به دلیل نبود آزادی بیان است که به انرژی آلوده ی هسته ایی دل بسته اند و این چنین کشور را به سمت جنگ می کشانند. در آخر همه باید این را بگوییم آِزادی بیان حق مسلم ماست نه انرژی هسته ایی. قدرتی که آزادی بیان به ما می دهد بسیار بیشتر از هزاران بمب اتم می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت   توسط محمد   | 

 
<<پس بنگريد سرانجام كساني كه پيش از شما بودند چه شد» - قرآن كريم

آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگه‌ي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پاياني ساخت خود را مي‌گذراند، آغاز ‌شود.
شايسته‌ي اشاره است، تنگه‌ي بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي،...) اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت.
از اين‌رو مي‌خواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نه‌تنها مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: از میان رفتن كهن‌ترين راه بازمانده‌ي جهاني، خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ي بلاغی، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري سد سيوند، آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجینه‌ي ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود. سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يك‌سال اخير و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.
خوانندگان گرامي، هم‌ميهنان ارجمند،‏ مسئولان كشوري!
نمي‌دانيم كه از روند پر شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين • در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان • تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان • كه يادمان‌هايي چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - به درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است.
باز تأكيد مي‌كنيم خواهان توقف ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن هستيم.

دوستان وبلاگ‌نويس و ياراني كه داراي تارنما (وب‌سايت) هستيد!
نيك مي‌دانيد كه يكي از نقاط اوج در اين برخورد با يادگارهاي فرهنگي، ساخت سد سيوند و آبگيري آن است. پس براي اين‌كه به نتيجه برسيم بايد بر روي يك مورد متمركز شويم و تا گرفتن نتيجه از پا ننشينيم. آيا همان‌طور كه قدرت «هم‌بستگي ملي» در خيزشي كه درباره‌ي نام هميشگي «خليج فارس» داشتيم كارساز شد، مي‌شود باري ديگر درد مشترك‌مان را فرياد بزنيم به گونه‌اي كه همه بشنوند؟
از این روی برای آنکه بار دیگر قدرت و اراده‌ي ایرانیان در دفاع از یادمان‌های نیاکانشان را به رخ تمامی جهان آزاد بکشیم تا دگر بار نه بیگانگان و نه ایرانی‌نمايان جرأت از بین بردن هویت ایرانیمان را پیدا کنند پيشنهاد مي‌شود:
در اين‌باره نوشته ی بالا را برای این منظور آماده كرديم و بر روي تارنماي  sivand.com قرار داديم. مي‌توانيد آن را براي سه روز از 17 تا 20 دي‌ماه  بر روی صفحه‌ي نخست رسانه‌ي الكترونيكي خود قرار دهيد؟

http://sivand.com

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت   توسط محمد   | 

در زیر به قانون مندی مردم تهران در نقاط مختلف را به طور مستند بررسی کردم. بیشتر قوانینی را بررسی کردم تاثیر مستقیم بر زندگی خود مان دارد(قوانین راهنمایی و رانندگی).

قبل از ارئه آمار چند نکته لازم به ذکر است:

1.در این تحقیق قانون مندی حکومت مورد نظر نبوده است.
2. در این نوشتار تعداد افرادی را شمرده ایم که قانون را انجام نداده اند.
3. در هر نقطه به مدتِ30 دقیقه بررسی شد.

حال در زیر آمار مشاهده می کنیم:

 

آ.شمال غرب( سعادت آباد-شهرک غرب):

 

 1.عبور از خط عابر(پل عابر- چراغ راهنمایی):

اوّلین موردی که بررسی شد عبور عابرین پیاده از خط عابر، پل عابر و چراغ راهنمایی بود. در میدان کاج واقع در سعادت آباد با توجه به این که در 4طرف میدان خط عابر مشاهده می شد ولی افراد بسیاری ار وسط میدان یا 10 الی 15 متر آن طرف تر از خط عابر عبور می کردند.در میدان صنعت واقع در شهرک غرب در ضلع شمالی میدان چراغ راهنما موجود بود که در هنگام قرمز بودن برای عابرین بار عده ی کثیری  به آن اهمیت نمی دادند و با کمال آرامش این قانون را لگد مال می کردند. در ضلع شرقی میدان پل عابر بود که با وجود نرده کشیدن در وسط خیابان حدود 40 درصد از زیر پل با همه ی سختی هایش عبور می کردند.در مدت 30 دقیقه ی که در این منطقه بودم 145 نفر به طور واضح این قانون را که به جان افراد بستگی دارد را نقض کردند.

 

2.احترام وسایل نقلیه به عابر(توقف پشت خط عابر)
131 مورد نقض این قانون دیده شد. در میدان صنعت با توجه به وجود چراغ راهنما در ضلع شمالی باز مشاهده می شد که وسایل نقلیه به خط عابر تجاوز می کنند. به طور کلی تنها 2 مورد دیدم که با دیدن عابر روی خط عابر پشت آن توقف کردند. نکته عجیبی که در این جا  مشاهد کردم افزایش سرعت وسایل نقلیه در هنگام رسیدن به خط عابر بود!!

 

3.بستن کمربند:

به طور کلی این قانون به دلیل جریمه در نظر گرفته شده برای آن رعایت می شد که تنها 29 مورد نبستن آن مشاهده شد.

4.پارک(توقف) غیر مجاز:

این مورد هم از مواردی می باشد که رعایت ٱن بسیار نادر است ومشاهده شد که وسیله نقلیه در هر جا که احساس کند که  با یستد می ایستد خواه روی خط  عابر باشد خواه وسط میدان نکته عجیبی  در ارتباط با این مورد دیدم توقف پرادویی بود تقریبا در وسط میدان که پلیس راهنمایی  با خانم راننده آن گپ می زد! در این هنگام بود که پرشیایی در مقابل  دیدگان پلیس در زیر تابلوی توقف ممنوع با خونسردی تمام پارک کرد و آن را غل زنجیر کرد و به سوی کار خویش شتافت! با این همه تفاسیر 60 مورد از این توقف های غیر مجاز را در مدت 30 دیدم.

 

5. موارد متفرقه:

در این مورد می توان به مواردی تجاوز به حقوق یکدیگر می کنیم اشاره کنیم مانند ریختن آشغال که 18 مورد دیده شد(می توان دلیل  ریختن آشغال نبود سطل زباله در آن محل هایی که مشاهده انجام دادم ذکر کرد ولی می توان آشغال را تا محلی که سطل زباله پیدا کرد در نزد خود نگه داشت)  پرتاب آب دهان 5 مورد دست فروش 8 مورد( دست فروشی خلاف قانون است و از به عنوان شغل کاذب نام می برند که هیچ نفع اقتصادی ندارد که اگر هم داشته باشد بسیار کوتاه مدت است) 20 مورد هم صحبت با صدای بلند در آنجا وجود داشت که نمونه ایی از احترام نذاشتن به حق هم دیگر می باشد. نگاه های بد( منظور از این نگاه هایی  است که به صورت آزار دهنده به شخصی شود که یک نمونه از تجاوز به حریم خصوصی می باشد) بوق زدن بی مورد هم که حدود 15 مورد هم می باشد می توان به آن ها اضافه کرد. 

 

ب.مرکز تهران(میدان هفت تیر):

1.عبور از خط عابر(پل عابر- چراغ راهنمایی):

قبل از بررسی این مورد در میدان هفت تیر انتظار داشتم که به دلیل پل عابر با پله برقی و وجود خط های عابر بسیار شاهد کاهش این عمل خلاف قانون باشم. بسیار شگفت زده شدم که 15 مورد از زیر پل عابر رد شدند از موارد نادر دیگر(از نظر قانون مندی ولی در کشور ما زیاد نادر هم نیست)در ضلع غربی میدان هفت تیریا در ابتدای خیابان کریمخان روبروی مترو هفت تیر در فاصله 10 متری از خط عابر یک خروجی برای پارک( همان پارکی که در 22 خرداد دلاوری های زنان را در ‌آن مشاهده کردیم) وجود دارد که با خط عابر کمتر از 10 متر فاصله دارد 40 مورد را مشاهده کردم. زحمت رفتن به خط عابر  را به خود ندادند از آنجا راه خویش را ادامه می دادند. در ضلع شمالی میدان میدان هفت ابتدای بزرگ راه مدرس پل عابری وجود دارد که حدود 13 مورد را دیدم که زحمت رفتن از پل عابر را به خویش نداده ولی خطر گذشتن از وسط بزرگراه به جان خریدند و از وسط بزرگ راه عبور کردند به طور کلی 111 مورد از این بی قانونی در هفت تیر مشاهده کردم.

 

 2.احترام وسایل نقلیه به عابر(توقف پشت خط عابر):

این مورد به دلیل تراکم زیاد جمعیت پیاده معمولا رعایت می شود زیرا هنگامی که 10 الی 15 نفر در خط عابر حضور دارند راننده مجبور می باشد پشت خط عابر توقف کند. ولی وقتی تراکم کم می شود مانند بقیه نقاط خط عابر را نادیده می گیرند. 30 مورد از این بی قانونی مشاهده کردم.

 

 3.بستن کمربند:

این مورد هم به همان دلیلی که در منطقه آ ذکر شد معمولا رعایت می شود ولی با این 18 مورد نبستن کمربند دیده شد.

 

4.پارک(توقف) غیر مجاز:

این مورد در هفت تیر بیشتر مربوط به راننگان تاکسی میشود دلیل آن هم این بود که مسافران آن در جاهای غیر مجاز انتظار آنان را می کشیدند که 30 مورد از این تخلفات دیده شد

 

5. موارد متفرقه:

27 مورد ریختن آشغال، 3مورد پرتاب آب دهان،  15 مورد دست فروشی، 10 مورد بوق زدن های بی مورد،22 مورد نگاهای بد،

در مقابل 3 بیمارستان 15 دقیقه ایستادم که 18 مورد بوق زدن دیدم!!

 

در بزرگراه ها( مدرس، همت، چمران):

بی قانونی عمده و عامل اصلی ترافیک(به نظر من) حرکت نکردن بین خطوط بود. دومیین عامل مهم هم استفاده نکردن از راهنما برای تغییر مسیر بود. فاصله قانونی هم بسیار کم رعایت می شد. در بزرگراه چمران تجاوز به خط ویژه اتوبوس بسیار زیاد می بود همه این موارد دست به دست هم داده اند که که هر روز شاهد ترافیک سنگین می باشیم و سرمایه های کلانی از ما به هدر می رود.

 

نتیجه گیری:

مهم ترین نتیجه ایی که می توان گرفت این  است:
ما مردمی هستیم که سختی انجام قانون را که سودی سرشار برایمان دارد، به راحتی(اگر بتوان گفت زیرا در بعضی اوقات بسیار مشکل می باشد) و خطرناکی بی قانونی ترجیح می دهیم.

 

در آخر ذکر چند نکته را ضروری می پندارم:
1.این اعمال بی قانونی را از هر قشر جامعه مشاهده کردم. می توان این را به تمام ایران کم و بیش تعمیم داد.

2.می خواستم این بررسی را در چند نقطه دیگر تهران مانند صادقیه(غرب) میدون توپ خانه(جنوب) میدون هفت حوض(شرق) و تجریش(شمال) انجام دهم ولی با دیدن این 2 نقطه وتخلفات متعدد آن هم در زمان های کم به نتیجه خود رسیدم.
3. باز هم تاکید می کنم قانون مندی حکومت رت را بررسی نکردم که خود جای بحث بسیار دارد.
4. شاید خوانندگان گرامی این مطلب را بیش خود بیان کنند که در کشور ما مشکلات بسیار دیگر و بی قانونی های دیگر هم می باشد که خیلی  مهم تر از مسایل رانندگی و موارد مربوط به آن می باشد. باید بگویم که بله مسایل مهم تر زیاد تری می باشد و فرهنگ رانندگی یکی از آن ها ست. نمی دانم کجا خواندم یا شنیدم که متفکری می گفت: «اگر ملتی به درستی رانندگی کنند و فرهنگ رانندگی داشته باشند به همه خواسته های خود می رسند. کسانی که به  کشورهای پیش رفته سفر کرده اند. چیزی که موجب شگفتی اکثر آن ها بوده است طرز رانندگی آن ها بوده است. به نظر من درست رانندگی کردن و احترام به قانون های آن یکی از تاثیز گذار ترین حوادث در زندگی تک تک افراد یک جامعه می باشد. به عنوان مثال فرض کنیم در بزرگراهی 10 نفر از پل عابر تعبیه شده استفاده نکنند و حداقل هر ماشین برای اینکه به عابر برخورد نکند 15 ثانیه توقف کند و هر ماشین 150 ثانیه توقف دارد و برای 10 ماشین 1500 ثانیه.25 دقیقه  سوخت بیشتر مصرف می شود هم آلودگی بیشتر.هم 25 دقیقه از وقت مردم گرفته می شود. حال با این اتلاف وقت ترافیک چه مقدار می شود. حال فکر کنیم که یک ماشین با این عابر ها برخورد کند می بینیم چه سرمایه عظیمی از ما به هدر می رود. از نظر روحی چه تاثیری بر ما می گذارد عصبی و ناراحت می شویم آیا وقت فکر کردن یا حال فکر کرن به چیزی دیگر داریم. این یک نمونه کوچک از فاجعه ایی است که هر روز برای ما اتقاق می افتد ولی چون بسیار زیاد و هر روز آن را می بینیم برایمان عادی شده است و می پنداریم قانون همین بی قانونی است! چند نفر از ما حاضر است این قوانین ساده را 100 درصد اجرا کند یا به عبارت دیگر چند نفر از ما در این آشتفته بازار بی قانونی توان قانون مندی را داریم؟ اگر ما خویش قانومند شویم حکومت به طور قطع  در برابر قانون مندی ما زانو می زند و قانون مند می شود. اولین جمله ایی که مربی رانند گی م به من گفت این بود که: رانندگی در بسیار آسان است اگر همه قانون را رعایت کنند. می توان این جمله را عمومیت بخشید و گفت: زندگی در ایران بسیار راحت و زیباست اگر همه قانون را رعایت کنند. قانون مندی یک جامعه می تواند عامل انسجام ملی و اقتدار ملی آن جامعه باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت   توسط محمد   | 

در هر کوی و برزنی برویم به هر شهر روستایی سر بکشیم در هر محفلی قدم بگذاریم، و سخن از اوضاع ایران پیش آید همه(اکثریت) به ستوه می آیند سفره دل رنجور خویش را می گشایند از بدی ها و اشتباهات و ناکامی های حکومت  سخن می رانند وخواهان حکومتی توسعه گرا هستند(در هر زمینه) همه چنین تجربه ی را فروان داشته ایم! بعد از همه این حرف ها که همه تا حدودی درست می باشند، اگر پرسشی مطرح شود: حال که این همه بدی را می بینیم حال که این همه سختی را می کشیم حال که این همه رنجوریم. چه باید بکنیم؟ یا چه کار می توانیم بکنیم؟ در این هنگام است که همه نداها به خاموشی بدل می شود یا اگر مهر خاموشی به دهانمان نزنیم، راه حل های نشدنی می دهیم یا بسیار سطحی. کسانی هم قدرت مردم را کم می دانند که توان غلبه بر این اوضاع نابسمان را نداریم. چرا ما در 100 سال اخیر(از مشروطه تا امروز)  نتوانستیم به آرمان خویش برسیم؟ با اینکه رشادت ها و دلاوری های بسیاری از خود نشان داده ایم، خون های بسیاری هم داده ایم. می توان به این ناکامی ها از نظر علم جامعه شناسی به آن پرداخت و کتاب ها نوشت می توان به پیچدگی روانی ایرانیان از دید علم روانشناسی به آن نگاه کرد یا از منظز هزاران علم دیگر به نظر نگارننده ی این سطرها 2 دلیل مهم است که ما نمی توانیم به آرمان هایمان برسیم:

 

1.نداشتن انسجام ملّی:

با نگاهی گذرا به تاریخ 100 سال اخیر ایران در می یابیم که در هر جا حرکتی در خور و شگرف برای ملّت ایران انجام شده از سوی فردی(انفرادی) انجام شده. از کارهای رضا خان(کشیدن راه آهن سراسری و سازندگی های دیگر) و ملّی کردن صنعت نفت توسط دکتر محمد مصدق تا انقلاب اسلامی(تنها فردی به نام ولی فقیه همه ی امور به دست می گیرد) و یا حرکات افرادی مانند اکبر گنجی و دیگر زندانیان سیاسی. با نگاهی به ورزشمان هم به همین ضعف خود پی می بریم که در رشته های گروهی تا کنون افتخارات خاصی را بدست  نیاورده ایم و هر مقام بزرگی هم داشتیم  در رشته های انفرادی مانند کُشتی بوده است. حال چرا ما به این انسجام نمی رسیم به نظر من به دلیل 2 ناکامی ها در راه رسیدن به آرمان هایمان بر می گردد:

 

قانون مند نبودن خودمان:

قانون مندی در یک جامعه می تواند موجب رسیدن مردم آن جامعه به انسجام ملّی باشد. هر گاه تک تکِ افراد جامعه خویش را مسئوا اجرای قانون بدانند واز نقض قانون به انزجار برسند، می توانند حول آن اتحادی برقرار کنند که همه به آن ایمان دارند. به نظر من همین قانون اساسی جمهوری اسلامی( با همه کاستی های آن) اگر مو به مو و بند به بند اجرا شود ما می توانیم به بسیاری از آرمان های خویش برسیم. یک ایراد بزرگی که ما به حکومت کنونی ایران می گیریم. قانون مند نبودن آن و وجود افرادی(که کم هم نیستن) در آن حکومت که خود را بالا تر از قانون می دانند و هر حرکتی را برای خوشایند خویش انجام می دهند. حال که حکومت علاقه ایی  به قانون مندی ندارد چرا خودمان قانون را نقض می کنیم؟ با نگاهی به اطراف خویش موارد فراوانی از نقض قانون توسط خودمان می بینیم حال که حکومت از این بی قانونی سود می برد( اگر سودی نصیبش نمی شد حرکتی در آن برای قانون مندی جامعه انجام می داد) چرا ما با بی قانونی خویش به آن کمک می کنیم اگر خواهان اصلاح بالا (حکومت) می باشیم باید اصلاح از پایین را(خودمان) را شروع کنیم. به طور قطع ساختمانی که پِی ِ آن سست می باشد با اصلاح طبقه آخر آن از فرو ریختن آن نمی توانیم جلو گیری کنیم. چنین بنایی را باید خراب کرد و آن را از نوع بنا کرد. بله آن هنگام رسیده که به خویش بازگردیم.  

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت   توسط محمد   |