تبليغاتX
ندای مردم خاموش

ندای مردم خاموش

در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند

 

باز هم طبیعت مانند همیشه به ما می آموزد شب سیاه رفتی است هر چند زمانی جانکاه برد ولی خورشید سیاهی را می دَرَد و نور بر ظلمت چیره می گردد. رسم خوشایندی است شب یلدا، مانند دیگر رسوم ایرانی ها شبی برای تجدید پیوندهای خانوادگی، شبی که دوستان گرد هم می آیند تا سحر بیدار می مانند و پیروزی روشنایی لطیف را  بر تیرگی پلید  نظاره می کنند. در همه ی مراسم ایرانی ها نشانی از ظلم ستیزی مشاهده می کنیم مانند این شب. طولانی ترین شب سال را با همدلی با خانواده و دوستان  به شبی کوتاه بدل می کنیم اما.......

آیا در زندان اوین هم برای زندانیان سیاسی به همین شیرینی که برای ماست می باشد؟ آیا این شب سخت تر از شب های دیگر برای  کیانوش سنجری نیست؟ آیا سوز سرمای این شب که ما با گرمای خانواده و دوستان تحمل می کنیم سردتر شب های دیگر برای کارتون خواب های سرزمینمان نیست؟

خوش باشید بچه ها.....

خوش باشید بچه ها     خوش باشید بچه ها

 

سیاهی روزگار کنونی وطن ما اگر بیشر از سیاهی  این شب  نباشد کمتر از این شب نیست....

سرمای اشکی که با دیدن خانوادهای دردمند  در چشمانمان حلقه می زند تا مغز استخوان هایمان می رود....

تلخی فقر در کشورمان را هیچ هندوانه ایی شیرین نمی کند.... آری روزگار غریبی است نازنین، شادی تولد خورشید نا خود آگاه در پستوی خانه هایمان نهان می شود....

شب یلدا برای من شبی است از دل خوشی های فراموش شده و وحشت های پیش رو ، نمی دانم چرا در این شب ناگهان همه درد های وطنم را به یاد می آورم.....

سنگینی درد فقر در کشور ثروتمندم در این شب سرد سال مرا می شکند و اشک های سردم گرمای مراسم این شب را از من می گیرد........

سخن من

نه از درد ایشان بود

خود از دردی بود

که ایشانند

      «احمد شاملو»

در مورد تاریخ  شب یلدا یلدا جشن آغاز خلقت از وبلاگ یار دبستانی را بخوانید 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

این سوالی است که از 24 آذر به این سو هر روز از سیمای جمهوری اسلامی می شنویم. همه پاسخ واحدی می دهند و ما باز متوجه می شویم که صداوسیمای جمهوری اسلامی دچار تحول نشده! حال پاسخ به این پرسش را در 3 مورد بررسی می کنم:

 خاتمی و رفسنجانی

1.اصلاح طلبان(حکومتی):

آنان ادعا دارند  که بعد از  از دست دادن تمام جایگاهشان در قدرت در انتخابات قبلی در این انتخابات با آمدن مردم به صحنه!!! آنان پیروز شدند و آمارهای بسیاری هم منتشر می کنند که در فلان شهر و فلان روستا فلان تعداد اصلاح طلب  وارد شورای شهر شده است و به قول  خودشان 40٪  شوراها  را  گرفته اند. باید این پرسش را از آن ها پرسید در آن 8 سال وقتی 100 درصد مقامات اجرایی و قانون گذاری  کشور در اختیارتان بو د توانستید به اهدافتان برسید؟ آیا بر ترس محافظه کارانتان غلبه کرده اید؟ باید گفت خیر همچنان می ترسند همچنان از اشتباهات خویش درسی نگرفته اند همچنان در توهم این هستند که بهترین برنامه را دارند و...... . حال با وارد شدن جزیی به قدرت(اگر شورای شهر قدرتی داشته باشد) نمی توانند به هدفی برسند. آیا این پیروزی محسوب می شود؟

 

2. اصول گرایان:

به نظز من اصول گرایان همیشه و همیشه چه در انتخابات رای بیاورند چه رای نیاورند در قدرت می باشند. چه در 2 خرداد 76 چه در 3 تیر 84. در 8 ساله اصلاحات هیچ گاه فراموش نکرده ایم که اصول گرایان هر کاری که خواستند کردند. از توقیف فله ایی مطبوعات تا حادثه ی کوی دانشگاه و هزاران هدف دیگری که به آن رسیدند. آیا برای کسانی که همیشه در قدرت می باشند پیروز شدن معنا دارد.

 

3.مردم!!!!:

این پاسخی است که بسیار زیاد از سیمای جمهوری اسلامی شنیده ایم که مردم را پیروز حقیقی این انتخابات دانسته ولی غافل از اینکه کسانی که به فکر مردم هستند یا رد صلاحیت شده اند یا در انتخابات شرکت نکرده اند.

لازم به ذکر است که این انتخابا ت پیروز ندارد چون آنچه در 24 آذر دیدیم نمی توان نام انتخابات نهاد.

در مورد انتخابات می توانید به نوشتارعباس عبدی درباره انتخابات (1) ودرباره انتخابات (2) و  درباره انتخابات (3)  مراجعه کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

 

ما ایرانیان همیشه به سرمایه های غنی خود چه از انسانی، چه طبیعی و زیرزمینی می بالیم و این اعتقاد داریم که با این سرمایه ها به بهترین و ثروتمندترین کشورجهان می توان بدل شد. حال پرسش این است که چرا نمی توانیم از این سرمایه ها استفاده کنیم؟ یا به عبارت دیگر سرمایه های ما چه می شود یا چه کارش می کنند؟ در نوشتار زیر سرمایه های ملّیمان را بر می شمارم و در آن به استفاده نکردن یا از بین رفتنش می پردازم:

 

1.سرمایه های طبیعی:

کشور ایران را کشور 4 فصل می نامم به این دلیل که در هر موقع سال می توان ازهر نوع آب و هوایی استفاده کرد. در زمستان سرد  می توان در کیش تن به آب گرم خلیج همیشه فارس زد یا می توان بعد از این آب تنی  شال کلاه به تن کرد با طی 1 ساعت تا 1:30 در دامنه زاگرس باشیم یا بر فراز دماوند استوار یا به کویر پهناور ایران رفت و در آن بی کران به آسمان نگریست و با خدای خویش راز و نیاز کرد این ها از موهبت های خداست که به ایران داده و جدا از این طبیعت زیبای بی انتها، می توان به تاریخ رفت به تخت جمشید، و شکوه ایران را لمس کرد یا  بیستون را نگریست و معنای عشق حقیقی را درک کرد و یا هنر ناب ایرانی در اصفهان چشم را نوازش دهد و بسیاری دیگر مکان های از این کشور زیبا. آری ایران سرزمین زیبایی است از طبیعت گرفته تا تاریخمان. چرا نمی توانیم از این زیبایی ها بهره ببریم؟ چرا نمی توانیم توریست ها را با آن سرمایه های عظیمشان به کشور ما سرازیر کنیم؟ چرا باید شاهد باشیم هر روز هزاران توریست به کشورهای  حاشیه خلیج همیشه فارس  می روند که نه طبیعتی دارند نه تاریخی؟  جواب به این پرسش ها بسیار واضح می باشد توریست می خواهد جایی رود که چند وقتی خارج از دغدغه به تفریح . گردش و جست و جوی تاریخی بپردازد. آیا با این تعاریف ایران را انتخاب می کند؟ آیا به ایران می آید در همه اخبار های جهان نامی از ترورست پرور بودن آن به میان می آید؟ آیا وقتی توریست می شوند کارنامه حقوق بشر ایران از صفر هم صفر تر است و مردم کشور ایران خود را زندانی زندان بزرگی به اسم ایران می دانند آیا فکر می کند می تواند در ایران به راحتی تفریح کند. با وجود متحجرانی که توریست ها را جاسوس بیگانه می دانند می تو انیم از این سرمایه عظیمشان استفاده کنیم؟ خیر نمی توانیم!!! صنعت سرشار از سود گردشگری را ول کرده اند و به صنعت آلوده و زشت(از هرلحاظ)  انرژی هسته ایی روی آورده اند که آیا سود دهد یا خیر!؟ به نظر من اگر ما برای همین صنعت(گردشگری) تدابیر لازم را بیاندیشیم احتیاجی به دیگر سرمایه ها نداریم. این نمونه ای از هدر رفتن یک سرمایه ی ملیمان!

شکوه ایران

(در این جا به این موضوع نپرداختم که مسئولان نظام ما نه تنها فکر رشد و استفاده از سرمایه های طبیعی نیستند بلکه دانسته یا نادانسته در فکر نابودی آن هستند آلودگی محیط زیستمان از بین رفتن آثار تاریخی و…… نمونه های از این نابودی می باشد)

 

 

2.سرمایه های انسانی:

 مسئولان نظام باید به خود ببالند اگر نتوانسته اند در زمینه های مثبت در جهان اول باشند در زمینه های غیر انسانی اولند، بله ما در آمار کشته شدگان سوانحه ی رانندگی و سقوط هواپیما اولیم، در توقیف نشریات اولیم، در تجاوز به حریم خصوصی یکدیگر اولیم و از همه مهمتر در فرار مغز ها و مهاجرت نخبگان چنان به رتبه ی اول چسبیده ایم که فکر  کنم تا سال های سال در این مقام بمانیم و به خود افتخار کنیم!! هر کشوری با دانشمندان و نخبگانش است که در صنعت پیشرفت می کند و در کشور ما اینگونه نیست. چون مسئولان ما هدفی برای پیشرفت ایران ندارند هدفشان ساختن کشورهای دیگر است!!! به هر حال وقتی نخبگان ما در کشور خویش می بینند نه تنها به آن ها توجهی نمی شود بلکه کسی برای علم آن ها ارزش قائل نیست و می بیند که پیشنهاد های بسیاری برای کار و تحقیق از سراسر جهان سوی او سرازیر شده  غم دوری وطن را به جان می خرد از کشورش مهاجرت می کند تا شاید روزی کشورش تغییر کند!  بله سرمایه هایمان را چه آسان از دست می دهیم. هنگامی تمام ایران از مردم ومسئولین با وزنه زدن یک ورزشکار( که به واسطه ی بازوی خدادادی که دارد) او را در حد پهلوان بالا می بریم برای او پیام ها می دهند و جایزه ها برای او در نظر گرفته می شود ولی وقتی نخبگان ما با ماه ها مبارزه فکری مدال از المپیاد جهانی کسب می کنند نه  هیچ کس به آن ها تبریک می گوید و نه هیچ کس از آن استقبال می کند این هم نمونه دیگر از نابودی سرمایه هایمان.

 دکتر فیروز نادری عضو برجسته ناسا(نمونه فرار مغز ها)

دکتر فیروز نادری

3.سرمایه های زیر زمینی:

خدایا ما در چه سرزمینی پر موهبتی زندگی می کنیم ولی حیف قدرش را نمی دانیم یا به عبارتی  کسانی که برای ما تصمیم می گیرند نه مردم ایران برایشان مهم است نه کشور ایران حال چه چیز برای آن ها مهم است باید بحث ها شود!! روزانه ملیون ها بشکه نفت صادر می کنیم یا به عبارتی برای هر بشکه 3دلار خرج می کنیم و با لای 60 دلار میفروشیم  سودی سرشار برایمان ایجاد می شود ولی در نبود فکر اقتصادی به جای سرمایه گذاری آن را خرج می کنیم اما چه خرجی!؟  به جای سرمایه گذاری در تولید بنزین  آن را خرج انرژی بیخودهسته ایی می کنیم که نتیجه اش آن می شود 80 درصد بنزینمان را از کشورهایی وارد کنیم که خود به آن ها نفت می فروشیم. این سرمایه ارزشمند ما بدون حساب و کتاب خرج می شود و یا به عبارتی هدر می رود. به قول کارشناسان این امر اقتصاد ما چنان بیمار است که با عطسه نفت باید فکر مراسم خاکسپاری برایش باشیم! مسئولان ما به جای تولید ثروت آن را در جامعه توزیع کردن دریغ از آن که تنها چیزی که توزیع کردن فقر  بود.سرمایه های ما یکی یکی از بین می روند باید فکری کنیم.

 

لازم به ذکر است در نوشتار بالا به هدر رفتن سرمایه های اصلی(به نظربنده) پرداختیم ولی در موارد بسیار دیگری هم سرمایه های کلانی از بین می روند مثل برگزاری هر ساله انتخابات که هیچ چیز را ثابت نمی کنئ یا برگزاری سالی دو الی سه بار مانور نظامی وبسیار موارد دیگر. این هم اضافه کنم که در هر یک از موارد بالا جای بحث زیاد تری می باشد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

دانشگاه  زنده است:

 از نیک آهنگ کوثر

این جمله زیباست اما به نظر من بهتر بود می گفتیم دانشگاه نمی میرد هر چه هم تلاش کنید تلاشی بس خسته کننده و بی سرانجام است. تلاش برای مرگ دانشگاه تلاشی برای مرگ بانی این کار است. در ایران برای مردمانش دانشگاه و دانشجو معنای دیگری دارد،مردم ایران دانشگاه را دژمقاومت در برابر ظلم و تبعیض و فساد و محل آزادی خواهی  می دانند و دانشجو را سرباز آن دژ. دانشجو خواه سرباز جوانی پرشور 18 ساله باشد که از سد کنکورگذشته، خواه مادر مبارزه 50 ساله یا ساخورده ایی 80 ساله، به نظر من همه ی این مبارزین را میتوان زیر نام دانشگاه برد و همه ی آن ها را دانشجو نامید. همان گونه در 15 آذر در دانشگاه تهران و امروز(19آذر) در پلی تکنیک دیدیم چه شکوهی دارد اتحاد مردم و دانشگاه. دیدیم که مردمی که از کوچه و خیابان  می آیند چه شوق وصف نشدنی در دانشگاه  داشتند. همیشه مردم پشتیبان دانشجو و دانشگاه بوده اند. یادمان نمی رود چگونه استوار در تیر 78 به یاری هم رزمان خود در دانشگاه تهران آمدند و یا خرداد 82 چگونه خیابان های امیر آباد  را پهنای مبارزه خویش کردند. پس گفتن دانشجو به همه ی مبارزان سخنی گزاف ونیست و هر جا سخن از جنبش دانشجویی به میان آید همه ی مبارزین را در بر می گیرد. ولی پرسش در اینجا پیش می آید ما این اتحاد را داریم چرا پس  نمی توانیم به اهدافمان برسیم؟ این پرسش را در آینده بررسی می کنیم.

گزارش مراسم امروز در پلی تکنیک را دراینجاو عکس هایش را بینید

در آخر باید بگویم که ما با افتخار باید اعلام کنیم که نه تنها دانشگاه  زنده است بلکه با قدرت به سوی هد فش در حرکت است
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

گزارشی از مراسم ساگرد 16 آذر در دانشگاه تهران:

 

بار دیگر در خاموشی ها یی که برایمان ایجاد کرده اند. دانشجویان فریاد خروشانی برداشتند. که نه تنها دانشگاه تهران را لرزاند بلکه کل ایران از دادی که بیداد زمانه بود لرزید. فریاد های خروشان امروز از زندان های اوین و رجایی شهر عبور کرد و جانی دوباره به زندانیان سیاسی بخشید. این فریاد تنها فریاد دانشجویان نبود ندای مردم خاموش ایران بود. دانشجویان یک صدا گفتند به همه ما ستاره دهید این ستاره ها نشانه افتخار ماست، دانشگاه را ستاره باران کنید. این ستاره ها روشنگر راه ماست دانشجو وملّت ایران می میرد ولی هرگز زیر بار ذلت و تا ریکی  نخواهد رفت.

   درلینک های زیر گزارش تجمع را بینید 

 گزارشی از تجمع امروز1

گزارش كامل تجمع اعتراض‌‏آميز دفتر تحكيم وحدت در دانشگاه تهران

 پاسداشت 16 آذر در دانشگاه تهران

گزارش کامل تجمع بزرگ دانشجویان در دانشگاه تهران

امروز پانزده آذر در تهران چه گذشت؟

 

برای دیدن گزارش تصویری به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

 

نگاهی به بازی های آسیایی 2006 دوحه:

 

نوشتار زیر نگاهی غیر از ورزش به این بازی ها دارد:

 

بازی های آسیایی دوحهٔ قطر ٱغاز شد این بازی ها برای ما ایرانیان جدا از حضور ورزشکارانمان از چند منظر دیگر هم مهم می باشد. یک دلیل مهم بودن این بازی ها برگزاری دوبارهی  این بازی ها بعد از 32 سال(1974تهران) در خاورمیانه می باشد،آن هم درکشور قطر با 750 هزار نفر جمعیّت نکته با اهمیت در میان اینست که: آیا کشور ما توان برگزاری این بازی ها را نداشته که این کشور شیخ نشین حاشیهٔ خلیج همیشه فارس صاحب این مقام شد؟ برای پاسخ گویی به این پرسش ابتدا باید 2 نکته را بررسی کنیم:

 

1.امکانات فنی:

در کشور ما این همه منابع طبیعی وانسانی که داریم در همه زمینه ها از جمله ورزش  با فقر امکانات روبرو هستیم. این سوال هم باید پاسخ داد سرمایه ملت ایران چه می شود؟ که پاسخ به این سوال در این مقال نمی گنجد در آینده در این مورد هم صحبت خواهم کرد. در کشور ما بزرگترین،بهترین،استاندارد ترین مجموعه ی آن آزادی می باشد که 35 سال از عمر آن می گذرد این مجموعه برای بازی های آسیایی 1974 ساخته شده بود تا امروز دیگر شاهد ساختن چنین مجموعه ی نه در تهران و شهرستان ها نبوده ایم. ولی در کشور قطر جدا از شهرکی ورزشی که برای برگزاری این بازی ها ساخته شد صدها مجموعه ورزشی با عالی ترین و مدرترین امکانات وجود دارد. حتی مطرح کردن این فرضیه (خیالی) هم خنده دار است که ما خواهان برگزاری چنین رویدادهای عظیمی باشیم. همین که می توانیم بازی های تیم های ملی را در آزادی برگزار کنیم باید خدا را شکر کنیم. من فکر می کنم متولیان ورزش و مسئولان جمهوری اسلامی ورزش را تفریحی بیش نمی دانند! تا به عنوان یک صنعت سود آور، اگرغیر از این بود  باید تکاپویی برای تحول صنعت ورزش ایران می دیدیم. در اینجا باید به احترام غیرت ورزشکاران ایرانی به پا خاست که با این فقر امکانات در مسابقات شرکت می کنند و مدال آوری هم می کنند. اگر فکری به حال ورزش ایران نشود باید منتظر نشست و مهاجرت نخبگان ورزشی مانند نخبگان علمی مان(این سرمایه های گرانبها) را تماشا کنیم( که به صورت پراکنده این مهجارت را می بینیم) ای کاش مسئولان هر چه زود تر از خواب برخیزند، شاید خواب نباشند خودشان را به خواب زده اند! که در این صورت بیداری شخصی که خودش را به خواب زده رویایی  بیش نیست.

 

2. از نظر عقیدتی:

این امر برای همه ی ما روشن است که ورزش بانوان ایرانی در سطح بین- المللی معنی نمی دهد. تصور کنید  در صورت برگزاری بازی ها در ایران (رویایی که تعبیر شدنی نیست) حضور داوران،مربیان و خبرنگاران مرد در میدان های ورزشی زنان ممنوع می باشد. آیا جهان این را می پسندد؟؟!!!

 

پاسخ به پرسش این می باشد نه در حال حاضر شاید تا 100 سال دیگر توان برگزاری بازی ها را نداشته باشیم مگر تحولی شگرف در این زمینه داشته باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

سخنی با رییس  جمهور احمدی نژاد:

نامه ی آقای احمدی نژاد را به مردم آمریکا دیدم نکاتی را قابل ذکر دانستم که به صورت زیر عرضه می کنم:

آقای رییس جمهور آیا حق جویی . عدالت خواهی فقط در مردم آمریکا وجود دارد؟ آیا مردم ما ایران برای حق و حقیقت و عدالت مبارزه نمی کنیم؟ آیا جمهوری اسلامی نشر حقایق و واقعیتهای موجود را پنهان نمی کند؟ اگر جواب شما خیر می باشد لطف کنید این چند پرسش را به بنده یک شهروند ایرانی پاسخ دهید. اگر اراده ایی برای پنهان کردن حقیقت در ایران نیست پس توقیف روزنامه ها برای چیست چرا تا روزنامه ایی خواننده پیدا می کند آن هنگام است که زیر تیغ توقیف می رود. دلیل این همه محدودیت در اینترنت چیست؟ چرا سر مایه عظیم ملت باید خرج فیلترینگ شود؟ به قول محسن کدیور مگر می خواهید چه کنید که احتیاج به خفه کردن صدا ها دارید؟ دلیل اخراج دانشجویان وباز نیشته کردن اساتید دگر اندیش چیست؟ مگر می شود همه مردم مانند شما فکر کنند؟ در وزارت ارشاد شما چرا این همه کتاب منتظر مجوزند؟(این که می دانید هر ایرانی درسال 4 دقیقه مطا لعه می کند). سانسور در همه زندگی ما رخنه کرده است. آقای رییس جمهور کمی فقط کمی! به ایران فکر کنید.

آقای رییس جمهور صحیح می فرمایید همه ی مادران در سوگ فرزند خود ناراحت می شوند. هم مادران فلسطینی هم مادران ایرانی هم مادران اکبر محمدی و کیانوش سنجری آقای رییس جمهورشما به این مادران هم فکر می کنید؟ آیا به مادران جانبازان جنگ 8 ساله که هر روز گل هایشان جلوی چشمشان پر پر می شوند توجهی دارید؟ آقای رییس جمهور به مادرات وفرزندان این مرزبوم هم توجه کنید، آیا خواسته ی زیادی است یا سخت که از رییس جمهور خویش خواهان توجه به ملتش باشیم؟

آقای رییس جمهور شما حرف های بسیار زیبایی می زنید بله دولت ها برای خدمت به ملت ها می آیند. آیا دولت جمهوری اسلامی به افکار عمومی خود توجه دارد؟ آیا خواسته ها ی به حق آن ها را می شنود؟ آیا داشتن هوای پاک زندگی بدون دغدغه آزادی بیان خواسته های زیادی می باشد. آیا با این همه سرمایه های انسانی وطبیعی باید شاهد روز افزون فقر باشیم؟

آقای رییس جمهور در ایران به چه بهانه هایی آزادی های مدنی و قانونی واساسی ایرانی ها محدود می شود؟ دلیل فزونی یافتن تجاوزبه حریم خصوصی مردم در کشور چسیت؟ آیا نا به سامانی های فرهنگی را در جامعه ایران نمی بینید؟ چه کسی مسئول سامان بخشیدن به این نا به سامانی هاست؟ مگر غیر از این است که شما با امکاناتی که دارید باید مردم را به سوی فرهنگ انسانی سوق دهید. آیا این چنین هدفی دارید؟

آقای رییس جمهور آیا از وقایع درون زندان های ایران با خبرید؟ آیا از بازداشت های خود سرانه و زندان رفتن های بدون دادگاه انفرادی های 5و6 ماه بدون اثبات جرم نمونه ی بارز ظلم نیست آیا فقط گوانتانامو و ابوغریب را می بینید؟

آقای رییس جمهور ای کاش همه پرسی را هم برای ملت ایران آرزو می کردید که حکومت آینده آن معلوم گردد آیا این به نفع همه ما نیست؟

آقای رییس جمهور شما بهتر می دانید بسیاری از زلزله زدگان بم هنوز بی خانمان هستند، در روزهای گرم و شب های سرد در رنج و سختی می باشند. آیا مردم لبنان و فلسطین وعراق وآمریکا! از مهم تر از هم وطنان شما می باشند.

آقای رییس جمهور هنگامی که این نامه را مطالعه کردم این جملات در سراچه ی ذهنم می چرخید:

نمی شود به جای ساختن جهان این را بگویید: «دوباره می سازمت وطن» و «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است»

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

در مورد انتخابات حرف بسیار داشتم اما صحبت های عباس عبدی همه حرف هایم را به گونه ایی زیبا فرموده اند از شما دعوت می کنم آن را مطالعه کنید.انتخابات پیش رو(عباس عبدی) در روز های آینده بیش تر در این مورد صحبت می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   | 

به کجا چنین شتابان...............!

در این روزها خبرهایی بس ناراحت کننده می شنویم خبرهایی همراه با دردی جانکاه و غمی فزون تر از فوت عزیزمان،ما ادعای 2500 سال فرهنگ ایرانی را داریم،ما به 1400 سال دین اسلام  و  اخلاقمان  می بالیم،ولی در لحظاتی که باید ازآن استفاده کنیم آن  را   به باد فراموشی  می سپاریم. در ایران امروز به شکل تهوع آوری شروع به تجاوز حریم خصوصی یکدیگر کرده ایم. بدون هیچ ترسی و وجدان دردی،اکنون ما به خود اجازه می دهیم تا شخصی ترین کارهای افراد دست به تجسس و تفتیش بزنیم درماجرا بخش این فیلم خصوصی ما جامعه ایرانی نشان داده ایم که خالی از فرهنگ واخلاق شده ایم! حالا این پرسش پیش می آید چرا ما در این حد از انسانیت خود سقوط کرده ایم و به پلیدی و زشتی پناه آورده ایم؟

پاسخ های زیادی می توان به این پرسش اساسی داد ولی 2 پاسخ به نظر نگارننده مهم تر می باشد:

 

1.نقش حکومت:

یکی از اصلی ترین دغدغه های یک حکومت این باید باشد که برای مردمش فرهنگی را با توجه به پیشینه ی ملی و مذهبی ترویج دهد که آن جامعه را به سوی پیشرفت هدایت کند، آیا چنین ترویجی را در جامعه ی خویش می بینم؟ نسل ما را از کودکی ار جنس مخالف جدا کرده اند در دوران نوجوانی وجوانی نه در خانواده نه در مدرسه آموزشی از مسایل جنسی به ما نمی دهند پس تنها منابع ما می ماند دیدهای خودمان(آزمایش غلط) و دوستانمان( اطلاعات غلط).در سالیان اخیر در اکثر خانوادها دوستی پسر و دختربه یک تابوی وحشتناک تبدیل شده که در همه جا نهی می شود. نوجوان و جوان در این سنین در اوج احساسات است و کنجکاو برای شناخت جنس مخالف ولی فعالیت در این زمینه با سرکوب خانواده،جامعه و حکومت روبرو می شود. بله در این هنگام است که وقتی در کوی و برزن اجازه ی فعالییت ندارند این کنجکاوی به پشت دره های بسته کشیده می شود، در اتاق های خواب و................. و نتیجه اش این تمایل بسیار به این فیلم که بوی تعفنش ما را به خفگی کشانده است. در حکومتی که تجاوز به حریم خصوصی به حریم خصوصی به وضوح انجام داده می شود در رسانه ی ملی! برنامه ها در تفتیش عقاید ساخته می شود، نباید دور از انتظار باشد که این چنین تمایل به موضوعی بس کثیف داشته باشیم.

 

2.نقش خودمان:

ولی در هر صورت بنگریم باز خودمان از همه گناهکارتر می باشیم ما مردم در کوچکترین حرکات خوداحترام به حق دیگران نمی گذاریم و همه چیز را برای خود می خواهیم خود خواهی عجیبی در جامعه ما شکل گرفته آیا اگر ما این حساسیت بی معنا به این موضوع نداشتیم و برای لذت خویش این چنین شیطان وار پخش می شد؟ ما مردم گناهکاران اصلی هستیم! و باید به خودمان بیاییم و خویش را از نوع بسازیم:

دشتها آلوده ست /در لجنزار گل لاله نخواهد روييد /در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد؟/فكر نان بايد كرد/ و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم/ گل گندم خوب است/گل خوبي زيباست/ اي دريغا كه همه مزرعه دلها را/ علف هرزه كين پوشانده ست /هيچكس فكر نكرد /كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست و همه مردم شهربانگ برداشته اند كه چرا سيمان نيست /و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست /و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست/

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت   توسط محمد   |